<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>ناگفته های مینا...</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 19 Jul 2008 06:14:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم...</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-38.aspx</link>
<description>خداحافظ ای هم نشین همیشه.خداحافظ ای داغ بر دل نشسته.تو تنها نمی مانی ای مانده بی من. تورا می سپارم به دلهای خسته. تو را می سپارم به مینای مهتاب. تو را می سپارم به دامان دریا. اگر شب نشینم اگر شب شکسته. تو را می سپارم به رویای فردا. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیروز صبح خبری شنیدیم که همه ما را شوکه کرد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;(( در گذشت هنرمند توانا و پرتلاش تئاتر تلویزیون وسینما را به جامعه هنری و...))&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کدوم جامعه هنری؟؟؟ مگه دیگه چیزی از این جامعه هنری موند؟؟ آخه چرا باید این اتفاق بیفته؟ دیروز همینطور بی اختیار اشک از چشمام می ریخت... نمی دونم چرا نمی تونستم خودمو کنترل کنم. هزار بار صورتمو شستم ولی فایده نداشت تا اسم خسرو شکیبایی رو می شنیدم دوباره اشکهام جاری می شد.برای چی؟ برای اینکه اینقدر زود رفت که حسرت از نزدیک دیدنش دیگه برای همیشه بامنه.برای این که دیگه اون صدای زیبا و اون حس پدرانه رو که توی چهره اش می دیدم دیگه نمی بینم.دیروز همه اش صداشو می شنیدم که در خواهران غریب می خوند:مادر مهربونم قدر تو رو می دونم. تو با منی همیشه من برگمو تو ریشه...و چقدر خوندنش رو دوست داشتم آخه من اون موقع خیلی کوچیک بودم. شاید۶-۷ سال.اما اون تنها بازیگری بود که برای اولین بار اسم وصداش در ذهنم ثبت شد. همین چند هفته پیش بود که به عشق دیدنش دوباره خواهران غریب رو دیدم.اون سردرد لعنتی هم همین دیروز بود که بعد از شنیدن این خبر سراغم اومد و نمی ذاره که بخوابم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=343 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.cinemaema.com/parameters/cinemaema/images/news/shakibaie1191505375big.jpg&quot; width=500 align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینو جدی می گم اصلا نمی تونم باور کنم.مگه خسرو شکیبایی می تونست بره؟اصلا...کاش همه اینها خواب بود. کاش شایعه بود کاش الان یکی محکم می زد تو گوشم می گفت پاشو دیگه لعنتی...اه...کاش دیروز رو از تقویم فاکتور می گرفتیم. حسابی هنگ کردم مثل همه.همه از شنیدن این خبر ناراحت شدن...دیروز وقتی sms تسلیت می فرستادم واسه دوستام یه نفر در جواب این smsرو داد:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنتونی رابینز:چه دیر می فهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنش را آرزو می کردیم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خسرو شکیبایی عزیز به جاودانه شدنت سلام می کنم... سلام.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Jul 2008 06:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=38</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-38.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بدون شرح</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>۱- دو روز پیش یه بیلبورد دیدم توی شهر که روش بزرگ نوشته بود:
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;باهم بخندیم... به هم نخندیم...&lt;/STRONG&gt;  بعد زیرش کوچیک نوشته بود: &lt;STRONG&gt;ستاد تقویت روحیه!!!!!!!!!!!!!!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- اگه می دونستم عکسم اینقدر طرفدار داره زود تر می ذاشتم توی سایت!!!!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳- ۸-۹ روز دیگه کنکور دارم. تا حالا توی عمرم اینقدر درس نخونده بودم!!!! از همتون خواهش می کنم دعا کنید قبول شم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴- این روزها دارم پی می برم که چقدر زمان ارزش داره . شما چطور؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵-دغدغه اصلی من الان کنکورمه برای همین به چیز دیگه ای فکر نمی کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶- این روزها حوصله هیچ کاری رو ندارم جز درس خوندن...(البته کار دیگه ای هم در حال حاضر بلد نیستم.)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷- عکسمو برداشتم امروز هر چقدر دیدید دیگه بسه... حتما بعدا یه عکس دیگه جایگزینش می کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۸- شاید توی  این چند روز نیومدم به روز کنم اما منتظر نظرات شما هستم که یه کم انرژی بگیرم. یهو سر جلسه غش نکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۹- هر روز میام تا نظرات شما رو بخونم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱۰-تمام شد!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 15 Jul 2008 05:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فلسفه بی منطق smsهاي بي جواب!!!</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>خيلي وقت بود كه دلم مي خواست در مورد sms بنويسم... ولي پست هاي مناسبتي و كمبود وقت اجازه نمي داد. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بي مقدمه مي گم به عنوان يك دوست .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خيلي زشته كه يه نفر sms بده. حالا كاري ندارم كه چي نوشته ولي بي جواب بمونه... جدا خيلي زشته.اگه اون يه نفر كه از كساني باشه كه مي شناسيدش يا دوست صميمي باشه ديگه بدتر!!! البته به عقيده من كسي كه sms رو جواب مي ده شعور و ادب خانوادگي اش رو نشون مي ده.  تقريبا مي شه گفت از بركت ايرانسل ديگه همه مردم موبايل دار شدن ولي اين فرهنگ استفاده اش رو هنوز ياد نگرفتن بهتره بگم ياد نگرفتيم!!! تو رو خدا نگيد كه سرمون شلوغه و سركاريم و وقت نداريم و نمي تونيم و كه همه اش كشكه!!! ديگه حالم از اين حرفها بهم مي خوره. مگه چقدر طول مي كشه... تازه بعضي ها بهانه مي آرن كه گرونه!!!! آخه شما كه فقط دست كم 4000 يا 5000 تومان كرايه تاكسي مي ديد ديگه خيلي مسخره است كه از اين حرفها بزنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضي ها مي گن كه از اون كسي كه sms داده خوشم نمي ياد. براي همين به smsهايي كه مي ده جواب نمي دم. خب من يه پيشنهاد دارم هركس بهتون sms داد كه شما ازش متنفر بوديد. يه sms بديد كه : لطفا ديگه به من sms نديد. همين! مطمئن باشيد ديگه نمي ده يا اگه هم بده خودش چند روز بعد خسته مي شه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.iran-tejarat.com/AdFile/2831-2007-3-4-15-35-sonyericsson-z610.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نمي دونم ديگه بايد چي بنويسم ولي خواهش مي كنم يه كم به رفتارهاي اجتماعي تون توجه كنيد.به اطرافيانتون توجه كنيد. به يه نفر زنگ مي زنيد از عمد  گوشي رو جواب نمي ده. خوب اگه نمي خواي جواب بدي چرا شماره تو به كسي مي دي كه بعد اين طوري بشه. اگه اصولا به هيچ كس جواب نمي دي كه اصلا  براي چي موبايل خريديد. اين داستان پيغام گير ها هم كه خيلي جالبه... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه شما از اون دسته آدمها هستيد كه براي كلاس گذاشتن به sms ها جواب نمي ديد كه واقعا براتون متاسفم. چون با اين كارا كلاس كه بالا نمي ره هيچ... بايد بگم دچار يه غرور كاذب مي شيد كه روز به روز شما رو بي ارزش تر جلوه مي ده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من خودم هميشه سعي مي كنم به همه sms ها جواب بدم. مگر اين كه اون شخص مزاحم باشه كه يه مقدار داستان فرق مي كنه.  به همه sms ها جواب مي دم. به خاطر اينكه خيلي سخته كه به شخصي smsداده باشيد و در انتظار دريافت جواب چندين ساعت فكرتون مشغول شه. از حس انتظار متنفرم. به همه sms هام جواب مي دم چون دوست ندارم هيچ كدوم از دوستام اين حس رو تجربه كنن. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Jul 2008 05:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رضا رشید پور را بدون اشاره تمام کردند...</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;تمام می شوم شبی  فقط به من اشاره کن&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;بگو که با منی هنوز      اشاره ای دوباره کن...&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;رضا رشید پور را مثل فرزاد حسنی تمام کردند...حالا بازم خوبه به این یکی اشاره کردن... به بقیه چی؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;خب شاید هنوز این مشکل از امثال رضا رشید پور و مهمانهاي اين برنامه ها هست که فکر می کنند آنقدر آزادی بیان دارند که هر چیزی را مطرح کنند. غافل از این که متاسفانه برنامه های زنده گفتگو محور ما یکی یکی دارن  قطع می شن و نا مجری هایی به روی کار می آن که فکر نکنم مخاطب خاصی داشته باشه. مثلا این برنامه مسخره کولاک(تماشای بازی شطرنج هیجان انگیزتر از کولاکه)....گر چه معتقدم که رشیدپور می تونست ملایم تر صحبت کنه و در ضمن مفهوم رو هم تمام و کمال به مخاطبش برسونه. انتقادهای زیادی از رشیدپور داشتم در مورد سوالهای نه چندان جالبی که از مهمانانش می پرسد و این که می توانست از وقت بهتر استفاده کند... اما به نظرم توقیف مثلث شیشه ای بزرگترین انتقاد بود. مصاحبه جالبی خوندم در سینمای ما که این مصاحبه از منبع خبری همشهری جوان است. مصاحبه خوبی هم شده به نظرم و  پاسخ بعضی از سوالهامو گرفتم... اگر می خواهید مصاحبه را بخوانید بر روی این &lt;A href=&quot;http://www.cinemaema.com/module-pagesetter-viewpub-tid-22-pid-109.html&quot; target=_blank&gt;گفتگو با رضا رشیدپور&lt;/A&gt; کلیک کنید..&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;حرفهای رشیدپور در پایان مثلثی اش گرچه شیشه ای نبود اما راس های تیزی به برندگی شیشه داشت و گرچه شفاف گفته نشد اما معنی را کامل به مخاطب رساند...&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.cinemaema.com/index.php?module=pagesetter&amp;type=file&amp;func=get&amp;tid=22&amp;fid=image&amp;pid=109&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;از این عکس توی وبم استفاده کردم به خاطر این که توی مصاحبه سینمای ما هم از این عکس استفاده شده...همین&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و در آخر&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;رضا رشید پور تمامت کردن قبل از این که ۹۰قسمت تموم شه... تمامت کردن غافل از اینکه به خیلی از مهمانها قول دادی که دوباره آنها را دعوت کنی... تمامت کردن و دیگه نمی تونی در مورد دستمزد شبی ۱۰۰هزار تومانی ات صحبت کنی... تمامت کردن بدون این که بفهمی چی شد و تو چی گفتی...&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 29 Jun 2008 05:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خداحافظ ایتالیای من...</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>بازی دیشب پایان تلخی داشت برای من و همه طرفدارهای ایتالیا و بوفون. 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگه ایتالیا ترکیب خوبی داشت. اگه دلپیرو از اول می اومد توی بازی اگه کاناوارو و پیرلو و گتوزو بودن اینجوری نمی شد. تونی که به جز توپ خراب کردن هیچ کاری بلد نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا ایتالیا حذف شد؟ چرا دلپیرو پنالتی نزد ؟ چرا اینطوری تموم شد؟ کاش ایتالیا از فرصت هاش استفاده می کرد... بوفون خیلی تلاش کرد و خیلی خوب ظاهر شد.  وقتی بازی تموم شد خاطره های خوش جام جهانی به سرعت از جلوی چشمانم عبور کرد...جیغ هایی که از خوشحالی کشیدم... اس ام اس های دوستام که اونا هم طرفدار ایتالیا بودن... خوشحال بودن بوفون و کاناوارو که بهترین حس رو به من می داد... همه این ها گذشت و الان چیزی نمی دیدم جز چهره شادمان اسپانیا و حذف ایتالیا...&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.fifa.com/mm/photo/tournament/competition/trdv341889%5f54482%5ffull-lnd.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم روسیه اسپانیا رو حذف کنه.... عادلانه نبود اصلا عادلانه نبود... اما ایتالیا از نظر من هنوز قهرمانه و پیروز. ۱۲۰ دقیقه بازی بدون اینکه یک تیم گل بخوره کار بی ارزشی نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک واقعیت غیر قابل تغییر هست و اونم اینه که چه اسپانیا این بازی رو می برد یا می باخت  ایتالیا قهرمان جام جهانی هست ولی اسپانیا نه.اما برای دیدن بوفون در پیراهن ملی باید صبر کرد... امیدوارم حضور ایتالیا در جام جهانی۲۰۱۰باعث قهرماني دوباره اين تيم شه.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 08:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>همگام با یورو 2008</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>من چون کاملا طرفدار ایتالیا هستم فقط این پستمو در مورد ایتالیا می نویسم.اگه پست های من عکس نداره دلیلش اینه که من وقت گشتن توی وب ها ی مختلف و پیدا کردن عکس ندارم روی کامپیوتر و موبایلم هم به جز عکس های خودم از زاویه های گوناگون دیگر عکسی نخواهید یافت. اینم از اینم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا اتفاقی نمی افته که. هر کس داره این پست و می خونه یه عکس هماهنگ با این پست توی ذهنش تجسم کنه... مثلا الان یه عکس ببینید توی ذهنتون که تصویر بوفون باشه وقتی که داره از گل زدن تیمش خوشحالی می کنه یا مثلا لوکا تونی رو ببینید که مثل همیشه از گل زدن عاجزه و دستش روی سرشه!!!!! حالا شما این کارها رو انجام بدید شاید من هم یه وقتی پیدا کردم و پست بعدی رو با عکس براتون گذاشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظر من فوتبال ایتالیا بدون بوفون هیچه. گرچه گاهی اوقات همه اش گل می خوره ولی خوب در کل بازی و فیزیکشو خیلی دوست دارم. بازی ایتالیا - فرانسه که دقیقا تکرار فینال جام جهانی ۲۰۰۶ بود.  یه بازیکن فرانسه اخراج شد و باز یه پنالتی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط جای کاناوارو خیلی در بازی ها خالی است اگر کاناوارو می تونست بازی کنه قهرمانی ایتالیا در یورو ۲۰۰۸ حتمی می شد البته با کمک دلپیرو.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لوکا تونی با وجود این همه تعریف و تمجید که ازش می شه من نمی دونم چرا اصلا بلد نیست گل بزنه و با این وجود همیشه نوک حمله است... من اگه مربی بودم اصلا از بازی می آوردمش بیرون آخه کاری نمی تونه انجام بده همه اش استرس داره و ناامیده...فقط مهمترین کار توی عمرش گرفتن پنالتی آخر بود. اگه دلپیرو جای لوکا باشه قطعا نتیجه بهتری رو خواهند گرفت. پیرلو هم که بازی خیلی خوبی از خودش ارائه داد فقط حیف که دیگه توی بازی بعد نیست... اگر ایتالیا ترکیب خوبی داشته باشه موفقیتش در همه بازیها حتمیه.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ضمن من اصلا طرفدار فوتبال ایران نیستم و اگه هم نگاه می کنم از روی تفریح و بیکاریه. آخه توی فوتبال ایران یه اتفاقهایی می افته که بیشتر به طنز شبیه است تا فوتبال.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی از دوستام زمان جام جهانی ۲۰۰۶ می گفت: باور کن مینا اگه مثلا ایران قهرمان شده بود ما اینقدر خوشحال نمی شدیم که حالا از قهرمان شدن ایتالیا خوشحالیم!!!!!!!!!!!!!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته: از بس تحلیل نمایشنامه های مختلف رو نوشتم الان که یه دور از روی متنم خوندم دیدم چقدر شبیه تحلیل شخصیتها ی مثلا یه نمایشنامه شده. شما ببخشید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بازم نکته: من فقط دوست دارم بازی های ایتالیا رو با گزارش مزدک عزیز ببینم آخه خودش هم ایتالیاییه مثل من!!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jun 2008 07:24:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در مصرف هیچ چیز صرفه جویی نکنید...</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>می دونم توی تهران قطعی برق طی چند روز اخیر وجود داشته ولی نمی دونم هنوز هم ادامه داره یا نه؟!شیراز که هر روز یه جا برق قطعه اونم سه چهار ساعته...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا چند روز پیش به همه می گفتم چراغهای اضافی رو خاموش کنید تا کمتر برق بره .... ولی حالا به این نتیجه رسیدم که چه صرفه جویی کنید چه نکنید برق می ره .پس بهتره که تا می تونید لامپهای اضافی رو روشن کنید...این جوری خیلی بهتره دیگه ناراحت نمی شید و نمی گید که چرا برق رفت من که صرفه جویی کردم..&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چای گران... برنج گران... مسکن گران...تاکسی ها هر چقدر دلشون می خواد پول می گیرن...سهمیه بنزین روز به روز داره کمتر می شه. یه روز برق قطعه... یه روز آب... یه روز گاز...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما چه جوری داریم زندگی می کنیم؟ تا حالا فکر کردین؟؟؟؟ به خدا این رسمش نیست... این چه کشوریه دیگه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسول این همه نابسامانی کیه؟ خیلی مسخره است... مشکل از کجاست؟؟؟؟ من که نمی دونم.اگه شما می دونید بهم بگید حتما؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چند شب پیش وزیر نیرو می گفت وقتی مصرف برق از یه اندازه بره بالاتر خودکار برق اون منطقه قطع می شه. ولی نفرمودن که چطوری وصل می شه... خیلی سخنان جالبی بود...این قدر این دستگاهها هوشمند شدن که مثل یه انسان عمل می کنن.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تازه وقتی تماس گرفتیم و از اداره برق پرسیدیم چرا هر روز داره برق می ره گفت:این که چیزی نیست حالا بدتر از اینم می شه خانم..!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Jun 2008 08:18:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی چیست؟</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>رنج نامه ای بر صحنه. خنده های ما نوایی ناجور و پر هیاهو .
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زهدان مادران رخت خانه ای که در آن خود را می آراییم برای این مضحکه کوتاه...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آسمان تماشاگری تیزبین که می نشیند و نشان می کند هر بازیگر خطاکار را.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گورهای ما که پنهانمان می کند از چشم آفتاب کنجکاو...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پرده ای که فرو می افتد در پایان بازی...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدین سان ما بازیگران می رویم تا واپسین استراحت... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تنها ما به مرگی راستین می میریم و این دیگر بازی نیست...!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;                                                                                             ویلیام شکسپیر.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2008 07:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شیشه ای از جنس مثلث!!!!!!</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>مثلث شیشه ای برنامه گیرایی است با اجرای بهتر از پیش رضا رشید پور.که البته اهالی غیر تهران اونو به صورت قاچاقی می بینن.از جمله من&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; حس می کنم سینما و تلویزیون ما به این برنامه به صورت همیشگی نیازمند است! وقتی که یک تریبون آزاد به یک هنرمند داده می شه تا بتونه صحبت های خودشو بگه (در مورد بازیگران)و نقش اصلی خودشو بازی کنه و مشکلات و دغدغه هاشو بیان میکنه ریشه و اشکال اصلی بعضی مسائل در سینما مشخص می شه که به راحتی می شه اونا رو ریشه یابی کرد. علاوه بر این مخاطبین در مورد شخصیت بازیگران چیزهایی می فهمند که خیلی مفید هست برای من یکی که خیلی جالبه. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جالب از این نظر که دیگه از دیشب نیازی ندارم تا شخصیت واقعی علیرضا زرین دست را از توی قاب دوربینش حدس بزنم. یا بدون اینکه به همین سادگی رو ببینم و هنگامه قاضیانی رو بشناسم بگم که شاید در فستیوال فجر سال گذشته بهتر بود کس دیگه ای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن  رو می گرفت. ولی از وقتی که هنگامه قاضیانی رو در چارچوب مثلثی دیدم عقیده ام عوض شد. اون بدون شک شایسته ترین زن برای دریافت سیمرغ بود. نه به خاطر بازی اش چون به همین سادگی رو ندیدم. اما معتقدم که شایسته ترین شخص در هر رشته که انتخاب می شه باید از همه لحاظ  لایق باشه. مخصوصا برای یک بازیگر که رفتار و اخلاق از همه چیز مهم تره. الان حس می کنم که چقدر الناز شاکردوست خام و بی تجربه است که انتظار داشته سیمرغ رو به اون بدن!  شاید بشه معنای اخلاق حرفه ای رو در چهره هنگامه قاضیانی یا علیرضا زرین دست خلاصه کرد بدون در نظر گرفتن تواناییهاشون! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هنگامه قاضیانی چقدر ساده در مورد هرچیزی حرف می زد. چه بد. چه خوب. و این سادگی فقط به خاطر تجربه های زندگی شخصی اش بود که چقدر زیبا بود و چقدر به دل نشست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یا اون وجه شیشه ای مثلث  که چهره علیرضا زرین دست رو اینقدر شفاف نشون می داد که حتی در آن سن و سال هم اعتراف می کرد که در مواردی اشتباه کرده.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی موقع ها واقعا از سینمای ایران ناامید می شم و حس می کنم همه مثل هم اند و هیچ کس برای تعالی ایران در بخش سینما تلاش نمی کند(مخصوصا وقتی کار ضعیفی رو می بینم و حالم بد می شه) اما دیشب با دیدن زرین دست بزرگوار انرژی خوبی ازش گرفتم و خوشحال شدم از اینکه هنوز هستند کسانی که برای سینمای ایران تلاش می کنند آن هم صادقانه حتی بعضی اوقات با هم دعوا می کنند که این نما از آن نما بهتر است و این درحالی است که در سینمای تجاری حتی به بازی هم توجه نمی شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم تعداد این افراد روز به روز بیشتر شود تا سینمای ما را سر بلند نگه دارد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 May 2008 08:23:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودکشی!!!!!!!</title>
<link>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>پنج شنبه هفته پیش می خواستم در یک جعبه رو باز کنم اصلا باز نمی شد به هر کس هم می دادم نمی تونست بازش کنه. تا این که خودم دست به کار شدم. رفتم کاردکم رو آوردم(کاردکی که برای نقاشی روی بوم کاربرد داره- در ضمن این کاردک دو سر خیلی تیزی داره.) می خواستم با این کاردک یه جوری بزنم کنار دره که باز شه. لابد تعجب می کنید که چه جوری اینقدر در جعبه سفت شده بوده . دلیلش هم اینه که در این جعبه مقداری چسب MDF وجود داشت که کمی هم در سر آن ریخته شده بود و آنهایی که با این نوع چسب ها سر و کار دارند می دونن که اگه چیزی با این چسب به جای دیگری بچسبد عمرا باز نمی شود. ولی من با لجبازی می خواستم بازش کنم. تا این که چشمتان روز بد نبیند. کاردک را با فشار زیاد کنار در جعبه گذاشتم اما ناگهان کاردک در رفت از دستم و محکم خورد به کنار شاهرگ دست راستم.یعنی جدا می گم یک میلی متر فقط با شاهرگ دستم اختلاف داشت!!! خودم یک لحظه احساس کردم مردم!!!خدا رحم کرد و گرنه الان مینایی دیگر وجود نداشت که این وبلاگ را برایتان به روز کند!!! الان هم که دست راستم باند روش هست هر جا می رم فکر می کنن که من خودکشی کردم!!!و رگمو زدم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه بهم می گن دنیا دو روزه ... صد سال اولش سخته و ... چه می شه کرد دیگه. ولی باز خدا رو شکر.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 May 2008 06:23:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=cinemaeparseh77&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>cinemaeparseh77</dc:creator>
<guid>http://cinemaeparseh77.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
