تبليغاتX
a
ناگفته های مینا... - بی دغدغه
ناگفته های مینا...






دیروز وقتی روی چمن ها نشسته بودم و به آسمون و پرستو ها نگاه می کردم حس کردم چقدر دوست دارم جای اونها باشم و چقدر دلم برای زندگی بی دغدغه تنگ شده... چقدر خوبه که هیچ حسی نداشته باشی و فقط زندگی کنی فقط زندگی...مثل پرستو ها همه جا آرامش باشه. الان فقط دنبال اون آرامشه هستم و نمی دونم باید چیکار کنم تا بدستش بیارم...
نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت توسط مینای مهتاب| |