تبليغاتX
ناگفته های مینا...
امروز وقتی در خونه رو باز کردم قبض موبایل عجیب و غریبی روی زمین دیدم!!! که شماره موبایل من اون بالای قبض نوشته شده بود!!! در حالی که من قبضمو چند روز پیش گرفتم از مخابرات! جالب تر این که هیچ وقت قبض موبایل من خونه نمی یاد. خودم می گیرم.۳ ساله که خودم می رم قبضمو می گیرم. حالا اینا رو داشته باشید جالب تر تر ش اینه که قبضی که جلوی خونه اومده قیمتش چند برابره قبضیه که از مخابرات گرفتم  توی قبض رو که نگاه کردم جلوی کلمه هزینه ها ۱۰۰۰۰تومان نوشته من نمی دونم هزینه ها شامل چی میشه اگه می دونید لطفا بهم نظر بدید.

 درضمن سیم کارت من نه تا حالا قطع شده نه سوخته که بخوان هزینه وصل بگیرن. حالا یه نکته از این جالب تر بگم ... قبضی که چند روز پیش از مخابرات گرفتم رو گم کردم ( هنوز پرداخت نشده) و هر چی هم می گردم پیدا نمی شه... خیلی جالبه نه...؟

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

متاسفانه شنبه شب ساعت ۹:۵ دقیقه حادثه انفجار بمب در  حسینیه ای  واقع در خیابان پاسداران (زرهی ـ آقایی) در شمال غرب شیراز رخ داد که بیش از۱۰۰ نفر در این حادثه کشته شدند... ( ولی در رسانه ها اعلام کردند۱۲ نفر کشته شدند)

اصل ماجرا این هست:هر شنبه شب مراسمی در  این حسینیه برپا بوده با حضور یک روحانی به نام انجوی. ظاهرا برای ترور کردن این روحانی بمبی دست ساز در قسمت آقایان کار گذاشته می شه....و به خاطر انفجار اون این همه مردم بی گناه کشته می شن و اون آقای انجوی سالم از حسینیه بیرون می آید. ۱۴ نفر فقط در یکی از بیمارستانهای شیراز  جان خودشون رو از دست دادن !!!!! نمی دونم چطوری حساب کردن که ۱۰۰ نفر شده ۱۲ نفر!!! واقعا متاسف شدم خیلی ناراحت کننده است سه نفر از کسانی که من می شناختم متاسفانه کشته شدند. یکی از دوستانم سه تا از اعضای خانواده اش  در اون مراسم حضور داشتن و متاسفانه یکی از اونها نابینا شده.دومی یک دستشو از دست داده و نفر سوم یک پاش از زانو قطع شده... چرا باید این اتفاق رخ بده؟ مگه این مردم چیکار کردن؟ مگه اون دو تا پسر بچه ی ۸ ساله چه گناهی کرده بودن که اینجوری باید کشته بشن؟ 

فیلم این حادثه الان روی موبایلم هست. هر وقت صدای داد و فریاد مردم و پس از انفجار بمب می شنوم  وقتی صدای اون کسی رو می شنوم که فریاد می زنه: فرار کن... فرار کن .... خیلی متاثر و متاسف می شم  .مردم بی گناه که.....

فیلم لحظه انفجار بمب و بعد از اون روی سایت:www.rahpouyan.com  هست. متاسفم واقعا متاسفم.

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

دلم می خواهد از اولین روز سال جدید بنویسم و بگویم که چطور کلید پشت در ماند و کسی در خانه نبود و در ناگهان بسته شد و دیگر باز نشد!!!! و کار به کلانتری و  آتش نشانی و شکستن قفل در آن هم با چه وضعی کشیده شد!!!!! و ما بالاخره موفق شدیم که به داخل خانه بیاییم! آن هم  چقدر سخت!

دوست دارم از سواحل و دریای پاک و آبی آبی خلیج همیشه فارس بنویسم که غروبی دارد آنچنانی. هنگامی که هوا ابری بود آبهای دریا شبیه جیوه شده بود و چشمانم نمی توانست باور کند که این همان دریای آبی بی کران چند لحظه پیش است. سفری زیبا بود و فراموش نشدنی. تماشای دریا اصلا خسته ام نمی کرد. هنوز هم دریا را می بینم...

از شیراز  می نویسم که در این ایام نزدیک بود منفجر شود از جمعیت. دیگر جایی برای خودمان نبود! همه خیابان ها پارکینگی بود بزرگ و چادر های مسافرتی از هر جایی حتی گوشه خیابان همانند قارچ از زمین روییده بودند. تا چشم کار می کرد در خیابان اتومبیل می دیدی و اتومبیل!  .شیراز بسیار زیبا شده عطر بهار را در همه جا حس می کنی و او را می بینی. خوشحالم که شیراز در کنارم است...

هر چه باشد شیراز زیباست و کسی نمی تواند آن را انکار کند برای همین آمار بیشترین تعداد مسافر را به خود اختصاص داده. و همه آمده بودند و کسی قصد رفتن نداشت حتی تا ۳ روز بعد از پایان تعطیلات نوروزی!

نوروز۸۷ خیلی زیبا بود برای من. فکر می کنم که تا پایان سال نیز همین طور باشد. حس خوبی داشتم نسبت به همه چیز...از همان  اولین لحظات تحویل سال که حامی در شبکه سه در کنار احسان علیخانی عزیز بود همه چیز خوب بود، تا همین چند روز پیش که ۱۳ فروردین هم با خاطراتی خوش به پایان رسید.

دیگر نمی دانم از چه بنویسم از فردایی که هنوز نیامده و خودم نمی دانم که چه خاطراتی را برایم رقم خواهد زد....

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  |