تبليغاتX
ناگفته های مینا...
یه اتفاق جالب واسه ام افتاده و اونم اینه که این روزها اینقدر کار دارم و در گیر هستم که برای کار های کوچیک و شخصی باید برنامه ریزی کنم!!!!! فکر کنید یه روز برای حمام رفتن وقت نداشتم..یه روز هم برای استراحت کردن.خیلی عجیبه ها باور کنید راست می گم. نمی دونم چرا اینجوری شده کار خاصی هم به برنامه روزانه ام اضافه نشده. انگار ۲۴ ساعت شده ۱۲ ساعت(باکمی اغراق) البته برای من.تازه می فهمم کسانی که واقعا سرشون شلوغه چی می کشن! البته یه عده هم هستن که الکی برای مهم نشون دادن خودشون هر وقت کاری رو درست انجام نمی دن می گن سرمون خیلی شلوغه!!!!!  من که با این گروه کاری ندارم.. حالا این قسمت کمبود وقت بود. اون زیر نویس رو هم بگم:

دیروز بود فکر کنم که رئیس جمهور نشست خبری داشت با خبرنگاران و شبکه خبر داشت به طور مستقیم پخش می کرد  یه لحظه به تلویزیون نگاه کردم دیدم زیر نویس شبکه تا وسط صفحه اومده....!!!! تصور کنید خیلی جالب بود نصف پایین صفحه تقسیم شده بود به چهار ردیف یکی از چپ می رفت به راست اون یکی از راست می رفت چپ. یکی از اونا ثابت بود یهو بزرگ می شد. اون یکی اینقدر کوچیک بود که مشخص نبود چی نوشته.حالا به نظر شما بیننده این شبکه که ممکنه بخواد به حرفهای جناب رئیس جمهور گوش کنه چطور ی باید تمرکز کنه واین نوار های رنگارنگ زیرنویس رو نادیده بگیره ؟ اصلا می شه؟!

نکته : در پایان این پست باید اعلام کنم که کمبود وقت با زیر نویس ها ی تلویزیونی هیچ رابطه ای ندارد و فقط جهت سرگرمی این عنوان برای این پست انتخاب گردیده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

حتما برای شما هم جالبه که بدونید اهالی فوتبال و سینما و... چه اتومبیل هایی دارند!!!

این گزارش متعلق به دوستم مهدی علی یاری عزیز هست که اجازه داد توی وبم بذارمش. امیدوارم دوست داشته باشید:

حمید گودرزی : سانتافه/  حسن پور شیرازی : مگان /  محمد رضا گلزار : ب ام و و پرادو/حامد کمیلی : پاترول/ محمد رضا شریفی نیا : زانتیا و سیناد/ حمید رضا پگاه : پژو 206/حمید رضا پگاه : پژو 206 / حسین رفیعی : رونیز/رضا صادقی : پژو 206  /تهمینه میلانی : پرادو/مسعود ده نمکی : پژو 206/پرویز پرستوئی : پرشیا بهرام رادان : لندکروزر/پوریا پور سرخ : پاترول/علی لهراسبی : پرادو/کامبیز دیرباز :کوراندوسام درخشانی : کمری/پژمان بازغی : پرادو/محمد اصفهانی : کمری ، سوناتا ، پژو 405/سید جواد هاشمی : آزرا/ فیروز کریمی : آزرا/امین حیایی : رنج رور/نفیسه روشن : پی کی /حسین رضا زاده : ماکسیما/ رضا رشید پور : کمری/محمد رضا فروتن : پژو 206 نیکی کریمی : پاترول/شهاب حسینی : ریو/محمود شهریاری : ماکسیما و ماتیز طناز طباطبائی : اپل کورسا/امین تارخ : پرادو/مهدی سلوکی : پرشیا/سعید راد : کوراندوزیبا بروفه : پژو 206/حسن جوهرچی : پژو 206/علی نصیریان : ورنا/پانته آ بهرام : پراید/لاله اسکندری : پراید/مهسا کرامتی : پراید/مجید حاجی زاده : پراید/باربد بابائی : پراید و پژو 206مریلا زارعی : سمند/رضا کیانیان : پاترول/کاوه سماک باشی : پرشیا/ابوالفضل پورعرب : پرشیا/امیر نوری : پرشیا/امیر تاجیک : زانتیا/جواد رضویان : سوزوکی و پژو 206/رامتین خداپناهی : پژو /206امیر جعفری : پرادو/مجتبی کبیری : پرشیا/علیرضا دبیر : پژو 206/علی دایی : بنز و پرادو/نیوشا ضیغمی : پژو 206/باران کوثری : سمند/علیرضا خمسه : مزدا 323/احسان خواجه امیری : مزداد /323برزو ارجمند : مزدا 323/امید زندگانی : مزدا 323/امین زندگانی : پژو 206/شاهین آرین : سوناتا/اشکان خطیبی : پژو 206/حمید لولایی : دوو سی یلو/مهران مدیری : پرادو/حمید عسگری : جنتو/مسعود روشن پژوه : پرادو/حسام الدین سراج : پژو 206/بهروز افخمی : پژو 405/احمد رضا درویش : پژو 405/محمد سلوکی : پژو 405/احسان علیخانی : پژو 405/مسعود کیمیایی : مرسدس بنز/مجید اخشابی : پرشیا/قاسم افشار : ماکسیما/جمشید مشایخی : پژو 405/رضا عطاران : پژو 206/مجید صالحی : پرشیا/محمد نصرتی : ماکسیما/ایرج نوذری : پژو 206/مریم کاویانی : پژو 206/علیرضا نیکبخت واحدی : ب ام و /نگار فروزنده : دوو سی یلو/شیث رضایی : بنز /سپند امیر سلیمانی : پژو 206/عاطفه نوری : ماتیز/نیما شاهرخ شاهی : پاترول/علیرضا اکبری : پژو 206/عادل فردوسی پور : زانتیا/بهزاد فراهانی : پژو 405/گلشیفته فراهانی : پرادو/جهانگیر کوثری : پرشیا/رخشان بنی اعتماد : ماتیز /مهتاب کرامتی : پژو 206/اکبر عبدی : گل/سیروس مقدم : پژو 206/حسین یاری : کمری/خسرو شکیبایی : پژو 206/آرام جعفری : پژو 206/یکتا ناصر : پژو 206/محمد رضا حیاتی : پژو 405/حسام نواب صفوی : سوناتا/مهدی امینی خواه : لانسر گالانت/نیما نکیسا : لانسر گالانت/فرزانه کابلی : پژو 206/لیلا اوتادی : دوو سی یلو/حمید ماهی صفت : اپل کورسا/علی پروین : ماکسیما/ناصر حجازی : سوزوکی/افشین قطبی : سوزوکی/امیر قلعه نویی : بنز و پژو 405/حمید خندان : تویوتا کریسدا/فرهاد مهادیان : پژو 206/حسین یار یار : پژو 405/فرزاد مجیدی : ب ام و/کریم باقری : سوناتا/جواد عابدی : سمند/ایمان اشراقی : زانتیا/بهزاد محمدی : ب ام و/الناز شاکر دوست : پاترول/مهراج محمدی : پژو 405/فرهاد جواهر کلام : پژو 206/مهدی مقدم : پاترول/نریمان پور : پژو 206

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

اول:امروز ۸ اردیبهشت سالروز تولد بهرام رادان هست: تولدش مبارک

دوم:بالاخره تونستم دایره زنگی رو ببینم فیلم خوش ساختی بود. البته با این همه تعریف و تمجید که شنیدم حس می کردم که باید بهتر از این حرفها باشه. ولی باز هم خوب بود. مثل چهارشنبه سوری همه رویدادهای فیلم در یک شبانه روز اتفاق افتاد. در میان بازی ها هم به نظرم بازی بهاره رهنما و مهران مدیری خوب بود و همین طور صابر ابر و حامد بهداد از بقیه بهتر بود.

سوم:یه شعر هم هست که خیلی دوست دارم البته هیچ ربطی به مطالب بالا نداره براتون می نویسم:

خیلی غریبی واسه من... از چه شبی جدا شدی... از چه زمینه خاک تو

لونه ی سایه ها شدی... کدوم غروب نشونی داد ... شب از کدوم جاده بیاد.. از عاشقای رهگذر نشونی منو بخواد...

وقتی که حرف من نبود...کدوم صدا در تو نشست... کدوم ستاره پر کشید... تو چشمای تو نطفه بست...

غریبه ای اما دلم برای تو پر می زنه

برای پیدا کردنت به هر شبی سر می زنه

ای غریبه خوش اومدی به جشن ساده تنم... بیا که من به گریه هات یه رنگ تازه می زنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

امروز وقتی در خونه رو باز کردم قبض موبایل عجیب و غریبی روی زمین دیدم!!! که شماره موبایل من اون بالای قبض نوشته شده بود!!! در حالی که من قبضمو چند روز پیش گرفتم از مخابرات! جالب تر این که هیچ وقت قبض موبایل من خونه نمی یاد. خودم می گیرم.۳ ساله که خودم می رم قبضمو می گیرم. حالا اینا رو داشته باشید جالب تر تر ش اینه که قبضی که جلوی خونه اومده قیمتش چند برابره قبضیه که از مخابرات گرفتم  توی قبض رو که نگاه کردم جلوی کلمه هزینه ها ۱۰۰۰۰تومان نوشته من نمی دونم هزینه ها شامل چی میشه اگه می دونید لطفا بهم نظر بدید.

 درضمن سیم کارت من نه تا حالا قطع شده نه سوخته که بخوان هزینه وصل بگیرن. حالا یه نکته از این جالب تر بگم ... قبضی که چند روز پیش از مخابرات گرفتم رو گم کردم ( هنوز پرداخت نشده) و هر چی هم می گردم پیدا نمی شه... خیلی جالبه نه...؟

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

متاسفانه شنبه شب ساعت ۹:۵ دقیقه حادثه انفجار بمب در  حسینیه ای  واقع در خیابان پاسداران (زرهی ـ آقایی) در شمال غرب شیراز رخ داد که بیش از۱۰۰ نفر در این حادثه کشته شدند... ( ولی در رسانه ها اعلام کردند۱۲ نفر کشته شدند)

اصل ماجرا این هست:هر شنبه شب مراسمی در  این حسینیه برپا بوده با حضور یک روحانی به نام انجوی. ظاهرا برای ترور کردن این روحانی بمبی دست ساز در قسمت آقایان کار گذاشته می شه....و به خاطر انفجار اون این همه مردم بی گناه کشته می شن و اون آقای انجوی سالم از حسینیه بیرون می آید. ۱۴ نفر فقط در یکی از بیمارستانهای شیراز  جان خودشون رو از دست دادن !!!!! نمی دونم چطوری حساب کردن که ۱۰۰ نفر شده ۱۲ نفر!!! واقعا متاسف شدم خیلی ناراحت کننده است سه نفر از کسانی که من می شناختم متاسفانه کشته شدند. یکی از دوستانم سه تا از اعضای خانواده اش  در اون مراسم حضور داشتن و متاسفانه یکی از اونها نابینا شده.دومی یک دستشو از دست داده و نفر سوم یک پاش از زانو قطع شده... چرا باید این اتفاق رخ بده؟ مگه این مردم چیکار کردن؟ مگه اون دو تا پسر بچه ی ۸ ساله چه گناهی کرده بودن که اینجوری باید کشته بشن؟ 

فیلم این حادثه الان روی موبایلم هست. هر وقت صدای داد و فریاد مردم و پس از انفجار بمب می شنوم  وقتی صدای اون کسی رو می شنوم که فریاد می زنه: فرار کن... فرار کن .... خیلی متاثر و متاسف می شم  .مردم بی گناه که.....

فیلم لحظه انفجار بمب و بعد از اون روی سایت:www.rahpouyan.com  هست. متاسفم واقعا متاسفم.

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

دلم می خواهد از اولین روز سال جدید بنویسم و بگویم که چطور کلید پشت در ماند و کسی در خانه نبود و در ناگهان بسته شد و دیگر باز نشد!!!! و کار به کلانتری و  آتش نشانی و شکستن قفل در آن هم با چه وضعی کشیده شد!!!!! و ما بالاخره موفق شدیم که به داخل خانه بیاییم! آن هم  چقدر سخت!

دوست دارم از سواحل و دریای پاک و آبی آبی خلیج همیشه فارس بنویسم که غروبی دارد آنچنانی. هنگامی که هوا ابری بود آبهای دریا شبیه جیوه شده بود و چشمانم نمی توانست باور کند که این همان دریای آبی بی کران چند لحظه پیش است. سفری زیبا بود و فراموش نشدنی. تماشای دریا اصلا خسته ام نمی کرد. هنوز هم دریا را می بینم...

از شیراز  می نویسم که در این ایام نزدیک بود منفجر شود از جمعیت. دیگر جایی برای خودمان نبود! همه خیابان ها پارکینگی بود بزرگ و چادر های مسافرتی از هر جایی حتی گوشه خیابان همانند قارچ از زمین روییده بودند. تا چشم کار می کرد در خیابان اتومبیل می دیدی و اتومبیل!  .شیراز بسیار زیبا شده عطر بهار را در همه جا حس می کنی و او را می بینی. خوشحالم که شیراز در کنارم است...

هر چه باشد شیراز زیباست و کسی نمی تواند آن را انکار کند برای همین آمار بیشترین تعداد مسافر را به خود اختصاص داده. و همه آمده بودند و کسی قصد رفتن نداشت حتی تا ۳ روز بعد از پایان تعطیلات نوروزی!

نوروز۸۷ خیلی زیبا بود برای من. فکر می کنم که تا پایان سال نیز همین طور باشد. حس خوبی داشتم نسبت به همه چیز...از همان  اولین لحظات تحویل سال که حامی در شبکه سه در کنار احسان علیخانی عزیز بود همه چیز خوب بود، تا همین چند روز پیش که ۱۳ فروردین هم با خاطراتی خوش به پایان رسید.

دیگر نمی دانم از چه بنویسم از فردایی که هنوز نیامده و خودم نمی دانم که چه خاطراتی را برایم رقم خواهد زد....

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

قرار بود پست قبلی آخرین پست من در سال ۸۶ باشه ولی نتونستم این ها رو ننویسم.

واقعا متاسفم یکی برای اکران نشدن سنتوری برای همیشه. این دومی که خیلی ناراحت کننده بود لغو امتیاز دنیای تصویر. بعد از این همه سال... باور کردنی نیست. سومی ام من اضافه می کنم: در تخت جمشید مراسمی برای عید نوروز نیست این طور که شنیدم با این مراسم مخالفت شده... خودشون پیشنهاد می دن. خودشون مخالفت می کنن... بازهم سعی می کنم این ها رو فراموش  کنم و بگم : سال نو مبارک.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

نمی دونم در مورد عید چی باید بنویسم هر وقت یاد عید می افتم دلم می گیره. نمی دونم حس می کنم عمر منم داره تموم می شه. از لحظه سال تحویل همیشه فراری ام یادمه نوروز ۸۶ سال تحویل خواب بودم و نذاشتم کسی بیدارم کنه ولی دوستام اینقدر زنگ زدن به موبایلم که نیم ساعت بعد از تحویل سال نو از خواب بیدار شدم.و بعدش دوباره خوابیدم. امسال کارهای نیمه تموم زیادی موند روی دستم که تقصیر من نبود وگرنه تا حالا همه اش تموم شده بود.نگران نباشید سال دیگه تمومش می کنم با خوبی و خوشی. .  من همه تلاشمو کردم که دوباره همه چیز درست شه و تلاشم نتیجه داد مثل اوایل مهر...! ماه مهر امسال برای من روزهای به یادماندنی داشت. روزهایی که الانم هنوز از یادم نرفته خوشحالم که الان دوباره همه چیز مثل گذشته شده. بی خیال نمی خوام یاد خاطرات شیرین گذشته بیفتم ... امسال کسانی وارد زندگی ام شدند که اصلا فکرشو نمی کردم.به خاطر این خدا رو شکر می کنم.آرزوهای امسالم نسبت به سال قبل خیلی تغییر کرده...بازم بی خیال. دوست ندارم لحظه سال تحویل خونه باشم.  می رم تخت جمشید. میراث فرهنگی مراسم ویژه ای واسه لحظه تحویل سال داره. فکر کنم خوش بگذره. از دید و بازدید اصلا خوشم نمی یاد. راستشو بگم امسال دوست داشتم زودتر عید بیاد. یه جورایی زود بگذره چون بعدش خیلی کار دارم. زندگی من تازه از بعد از این عیده که شروع می شه. خدا این چهارشنبه سوزی هم بخیر بگذرونه که از الان بچه ها رفتن به استقبالش. نمی دونم چی بگم از الان سال نو مبارک... به همه عزیزانم که به هر دلیلی نمی تونم مستقیم بهشون تبریک بگم از طریق وبلاگ می گم امیدوارم بیان بخونن :

دوستان عزیزم   سال نو مبارک  امیدوارم سال خوبی داشته باشید. .... امیدوارم امسال(سال جدید) همه چیز درست شه و خوب پیش بره البته با کمک شما...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

 دیشب در یکی از خیابونهای بالای شهر.بعد از این که حسابی با دوستام بولینگ بازی کرده بودم و سرحال بودم،یه پسربچه   اومد کنارم و شروع کرد به التماس کردن که از ش یه چیزی بخرم. نگاش نمی کردم چون قدش خیلی کوتاهتر از من بود کوچولو بود. فکر می کردم آدامس داره و می خواد ازش آدامس بخرم گفتم: نمی خوام عزیزم! ولی باز همین جوری داشت دنبالم می اومد  یه لحظه به دستش نگاه کردم خیلی بی تفاوت! انتظار داشتم آدامس ببینم ولی دیدم توی دستش پر از cdسنتوریه!!!!!!!!!!!!! نمی دونم چی شد ناراحت شدم یا تعجب کردم. فقط با لبخند گفتم: خودم تو خونه یکیشو دارم.... یه لحظه یاد علی سنتوری افتادم که هنرمند مشهوری بود ولی در آخر کارش به اعتیاد و خیابون گردی کشیده شده بود. مثل همین cdسنتوری که می تونست در سینماها با افتخار اکران شه و همه واسه دیدنش عجله کنن و حتی 2-3 بار به سینما برن و پرفروش ترین فیلم تاریخ شه. ولی حالا کارش به جایی رسیده که یه پسر 8 ساله التماس کنه که یکی ازش سنتوری بخره. یه لحظه از این فکر و خیال ها اومدم بیرون دیدم دیگه پسر بچه نیست! به خودم گفتم کاش اقلا سنتوری براش به اندازه یه دونه آدامس اهمیت داشت! آخه وقتی آدامس دستشه خیلی بیشتر از این التماس می کنه که ازش بخرن. ولی حالا....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط مینای مهتاب  | 

در اخبار ساعت 22 شبکه 3 گزارش عجبیبی را دیدم ! گزارشی از سریال جدید سیروس مقدم برای نوروز! آن هم با حضور هنرمند با ارزش کشور(!) شیلا خداداد!

 

شیلا خداداد در شبکه طپش با کمال.......... در مقابل امیرقاسمی می نشیند و می گوید که دوست ندارم دیگر بازیگری را ادامه دهم و بعد از چند مدت من او را در تلویزیون ایران  آن هم در اخبار می بینم که در مورد نقش جدیدش در یک سریال صحبت می کند! تازه جالب تر از آن این بود که شب بعد در همان ساعت گوینده اخبار  می گوید: پس از پخش گزارش دیشب عده زیادی sms دادند و می خواهند برای یکی از هنرمندان این سریال مشکل  به وجود بیاورند. خواهش می کنم دیگر sms ندهید و از ادامه این فعالیت ها خودداری کنید( این قسمتش خیلی مهمه!!) به خاطر نگهداشتن حرمت هنر و هنرمند!!!!!!!!!!!

 

 از کی تا حالا شیلا خداداد هنرمند شده که من خبر ندارم؟! اگر خداداد هنرمنده پس فاطمه معتمد آریا یا هما روستا چیکاره هستن؟ حتما اونا نابازیگرند!!!!!

من نمی فهمم اگه خداداد بدون هیچ مشکلی به بازیگری خودش در ایران ادامه می دهد، پس چرا به فرزاد حسنی ادامه فعالیت در تلویزیون رو ندادن؟ مگه فرزاد چیکار کرد؟ از حق مردم ایران دفاع کردن آن هم منطقی جرم است؟ شیلا خداداد چطور به خودش اجازه فعالیت می ده درصورتی که برنامه رادیویی هفت شنبه فرزاد حسنی رو تعطیل می کنن؟ اون هم به هیچ دلیلی؟؟!!!! نمی دونم چی بگم؟ فقط همین قدر می دونم که اگه یه خورده فقط یه خورده شیلا خداداد بازیگری بلد بود این قدر الان ناراحت نمی شدم!!!!!!

برای همه مردم ایران متاسفم به خاطر ادامه فعالیت شیلا خداداد؛ یک نابازیگر؛ در ایران!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت   توسط مینای مهتاب  |